وقتی که رفت دلم تنگ شد. برای آن نماز خالصش. برای آن قرآنی که آن شب آرام خواندی.حرفهای خاص تو در زندگی من مانده.مگر چقدر با تو بودم؟! پس شاید اثر حرفهایت زیاد بود.به نظرم وقتی نماز و عبادتی که انجام میدهی ذره ای برای دیگری نباشد خیلی خیلی ارزشمندتر است. آن وقت شاید اثر حرفت زیاد میشود. روحت شاد.
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم خرداد ۱۴۰۰ساعت 23:23  توسط احسان
|
وقتی به مقیاس فضا فکر میکنی میبینی چقدر ما کوچک هستیم در مقابل این جهان. جهانی که تازه نمیدانیم انتهایش کجاست. وقتی به انتهایش فکر میکنم شک میکنم که خوابم یا بیدار. اصلا معنی وجود برایم مبهم میشود. با تمام این بزرگی جهان قابل تصور ما دیگر موضوعات پیش پا افتاده چه اهمیتی دارد. ولی از طرفی ما گاهی تعریف خوشبختی را دیدن چیزهای کوچک میدانیم.این پارادوکس نیست؟عظمت جهان و نپرداختن به چیزهای کوچک. خوشبختی و دیدن چیزهای کوچک. خب پس لازمه مرور کنیم...
+ نوشته شده در دوشنبه ششم دی ۱۴۰۰ساعت 23:9  توسط احسان
|